شيخ الإسلام عبدالحميد!.. ايران شرمنده توست
اضافه شده در تاریخ: 4/19/2017 2:03:00 PM
Bookmark and Share              Balatarin

شيخ الإسلام عبدالحميد!.. ايران شرمنده توست...

  • دکتر نورمحمد امراء

عضو هیئت علمی دانشگاه بین المللی اسلام آباد

 

هر که را بخت قضا یاری داده، از سفره رحمت الهی بهر او سفری به بلوچستان نگاشته، ایران باستان؛ مهد فرهنگ نیاکان را در آنجا به چشم سر دیده است.

ایران دود و طبیعت آلوده و سرشت فرنگ مالیده تهران نیست.

ایران داد و فریاد و گلاویز شدن با زندگی اصفهان نیست.

ایران عفت نشخوار شده مشهد وقم به ننگ ترکان صفوی و عربهای جبل عام لبنان نیست.

ایران را در مکر و فریب سیاست زده های بی سیاست نمی توان یافت.

ایران را در غرور سر مست آخوندان تازه بدوران رسیده، یا در لابلای پیچ عمامه های پر حرص و آز نمی توان جستجو کرد.

گر چه چهره دنیا مسخ شده، از ما بهتران جامعه ما را آلوده، در تار و پود فرهنگ ما تخم کینه کاشته اند، اما باز هم می توان ایران را در صفای کویرهای بکر و کوههای امید بلوچستان با همان زیبایی دیروز دید.

اگر چه مهار مملکت را آخوند عراقی و لبنانی و هندی و پاکستانی و افغان از ما ربوده، اما هنوز هم چهره های تابان سعدیها و ترمذی ها و فیروز آبادیها و عطار نیشابوری و ابوسعید ابو الخیر و حتی امامانی چون ابوحنیفه و بخاری و ابن ماجه و ترمذی را بوضوح در ملامح ملای زاهدانی می توانی بیابی...

زاهدان تجلی گاه چهره واقعی هویت اصیل ایران اسلامی است...

ایران پیش از منجلاب صفویت..

هرگاه به سیمای نورانی شیخ الاسلام عبدالحمید خیره می شوم، رخش خیالم چهار نل می تازد تا در عمق تاریخ پدرانم در کنار شیخ الاسلام ابو اسماعیل هروی؛ خواجه عبدالله انصار تلمذ زنم و بشنوم که در گوشم زمزمه می کند:

" الهی ضعیفان را پناهی ؛ قاصدان را بر سر راهی ؛ مومنان را گواهی ؛ چه عزیز است آنکس که تو خواهی

الهی هر که ترا شناسد ؛ کار او باریک و هر که ترا نشناسد ؛ راه او تاریک .

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند 
 
الهی توانائی ده که در راه نیفتیم و بینائی ده که در چاه نیفتیم ."

و چون نوکران روباه پیر؛ انگلیس مکار یا خرسهای سیبری و یا گرگان تشنه به نفت و گاز میهنم بهر فتنه افروزی به ساحت علمای بلوچستان که همان پاسداران بحق هویت اصیل ایران اسلامیند، می تازند، اعتماد به نفس فردوسی را در چهره خندان مولانا عبدالحمید می بینم که با دلی پردرد و اشکی داغ بر گونه های سوخته اش می سراید:

( نمانیم کین بوم ویران کنند....

همی غارت از شهر ایران کنند

نخوانند بر ما کسی آفرین....

چو ویران بود بوم ایران زمین

دریغ است ایران که ویران شود...

کنام پلنگان و شیران شود )

بوقهای استعمارگران و نوکران خودفروخته و گرگهایی که پوستین میش بر تن نهاده با صد و یک القاب حوزوی و مرجعیت شیره بر سر عوام می مالند چندی است که پرده عفت دریده با تازیانه دراز زبانهای بی لگامشان بر کرامت و عزت ایرانی می کوبند. سایتها و شبکه های تلویزیونی و منابر و حسینیه ها و مراسم قلبهای سیاه قمه زنی و خونریزی بسیج شده اند تا با تف دهن لگشان میهن عزیزم را از تابش آفتاب پر نور محروم سازند.

{ يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّـهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّـهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ }﴿سوره الصف/ ٨

" می‌خواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش گردانند، ولی خدا نور خود را کامل می‌گرداند، هرچند که کافران دوست نداشته باشند."

هر آنچه از فحش و ناسزا که در حوزه های قم رایج است و سزاوار جز گویندگانش نیست، در شبکه "ولایت" به مدیریت آخوندی که خود را " سید حسین قزوینی " تخلص می دهد و نام را بر او ننگی است، هم سالار خوش اخلاق شهیدان و هم خاندان سادات و هم شهروندان قزوین و خاک آن دیار از او بیزار و از پسوند بودن بر نامش شرمسار... تمام آن ناسزاهای ویلگردان کوچه بازاری را نثار فرزند ابوداود سیستانی، و نوه بحق شیخ الاسلام احمد جامی و برادر زاده حکیم سنایی و خواهر زاده شاه نعمت الله ولی و پسر عموی ابوحامد غزالی کردند.

ایران می داند که این غلامان زر خریده را با این درویش چون شیر خفته در این بیشه، دشمنی نیست. در حقیقت دشمنی اینها با هویت اصیل ایرانی است.

دشمنی این علفهای هرزه با ریشه فرهنگ این مرز و بوم است که زاهدان از آن پاسبانی می کند.

دشمنی اینها با میراث فرهنگی است که طبریها و زمخشریها و رازیها و حکیم نظامی بجای گذاشته اند.

آخر شیخ الاسلام عبدالحمید کدام پدر آنها را کشته است که چنین بر آشفته بهر خونخواهی تیغ و دندان تیز می کنند تا زبانش از گلو برکشیده گردنش با ساطور زنند؟!

اینها را با سلمان فارسی و همکلاسیانش در مکتب رسول الله ـ صلی الله علیه وآله و صحبه وسلم ـ که دست در دسته هم نهاده قرآن و سنت مصطفی ـ علیه الصلاة والسلام ـ را برای بشریت حفظ کرده اند، دشمنی است.

ایران مدتهاست که دست این دزدان سرگردنه را خوانده است. و دیگر آخوند صفوی را در دل ایرانیان نه جایی است و نه در این دیار او را مکانت و هیبت و عزتی...

ایران امروز یکپارچه و همدست با رنگهای گوناگون رنگین کمان زیبای ملیتها و قومیتها و تبارها و با مذهبها و اندیشه ها و باورهایش، همه و همه سینه سپر کرده جان خود را سپر بلای شیخ الاسلام عبدالحمید قرار دادند.

قبل از اینکه خشم بلوچ بترکد آتش خشم کرد و لر و ترکمن و فارس و عرب و آذری ایرانی بر دامن ننگ آخوند صفوی شعله کشید.

و پیش از آنکه سنی دهن به نکوهش گشاید این شیعه بود که با مشت محکم در دهان شبکه "ولایت" و سران انگلیسی مآب آن کوبید.

احساس شکست و زبونی سینه پر از کینه و حقد آخوند صفوی را چاک زده مجبور ساخت زهر هلاهل خود را بپاشد. و این بود خواست خدای منان؛ مکروهی که در آن خیری بس بزرگ نهفته بود:

{ وَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ}

" چه بسا چیزی را دوست نمی‌دارید و آن چیز برای شما نیک می باشد"

نه تنها چهار سوی ایران، بلکه همزمان با آن دیار تاجیک و افغانستان.... ونه تنها طیفهای زیبای ملتهای خروشان سرزمین فارس، بلکه عرب و عجم به پاس احترام حرمت هویت اصیل ایران اسلامی که در سیمای شیخ الاسلام عبدالحمید تجلی کرده بود در یک صف ایستاده در مقابل اهریمن ویرانگر و شیطان بزرگ که در عبای آخوند صفوی بروز کرد قد علم کردند.

تیشه زبان آخوند صفوی نه تنها در ایران به ریشه خود زد، بلکه با هتک حرمتها و فحاشی هایی که به ساحت عالم ربانی و خطیب برهانی فرزند بحق شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری حضرت مولانا مجیب الرحمن انصاری هروی روا داشته بود تیشه بر ریشه تشیع صفویت در افغانستان زد.

تاریخ این ویرانکده ی دیار افغان را گورستان طاغیان می نامد. در شمال این قبرستان تابوتی است به حجم خرس روسیه، و در جنوب آن مرداری است به درازای مکر انگلیس، ودر گوشه ای از باختر آن گورهایی پراکنده تا به مرز اصفهان از صفویانی که به نیت بد بدین سرزمین چشم دوخته بودند...

ای کاش آخوندهای بی لگام نساجی قم این گورهای کور پدران خود را زیارتی می کردند تا از زیر خاک مردار زبون پسر مغرور را اندرزی می داد و او را از شاخ به شاخ شدن با افغان جماعت برحذر می داشت. ملتی که تاریخ در توصیف آنها بر برگه زرین خود نگاشته: هر که با افغان در افتاد برافتاد..

و فیلسوف شرق اقبال لاهوری در توصیفشان سروده:

(آسیا یک پیکر آب و گل است

ملت افغان در آن پیکر دل است

از فساد او فساد آسیا

در گشاد او گشاد آسیا )

به حق وفای پدر، و در پاس حرمت نواده خواجه انصاری نه تنها پشتو و فارس و ازبک و هزاره افغان شورید، بلکه تاجیکان و تمام اقوام ایرانی از کرد و لر و عرب گرفته تا ترکمن و فارس و بلوچ دست بر کمر در کنار مولانا مجیب الرحمن انصاری ایستادند.

بحق که ملتهای ایران وافغان و تاجیک نشان دادند اعضای یکدیگرند و در خمیر آفرینش ز یک جوهرند. و چون زبانی بر ساحت مقدس حرمات الهی بتازد آنها را لختی نماند قرار..

درود بر همبستگی و وحدت امت اسلام...

سلام بر ملت برومند دیار ایران و افغانستان و تاجیکستان...

{ وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ ۚ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مَّا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَـٰكِنَّ اللَّـهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ ۚ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ} ﴿آل عمران /٦٣

" و میان دل هایشان الفت و پیوند برقرار کرد که اگر همه آنچه را در روی زمین است، هزینه می کردی نمی توانستی میان دل هایشان الفت اندازی، ولی خدا میان آنان ایجاد الفت کرد؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است."

 

نمایش تعداد بازديد
1023

Bookmark and Share              Balatarin
 
 
 
 
لغو عضویت
عضویت
 
  سلااام ایا ی زن ک شوهر داره و از شوهرش متنفر هستش میتونه صیغه بشه؟؟؟؟


  منتظر باشید عبد الحمیدوهابی مزدورتون رو همین روزا تو گونی بکینم .همین عبدالحمید شما بین شیعه وسنی های جنگ را انداخته .ما نمی خوایم برادران اهل سنت خودمونو اذیت بکنیم چون برادریم.ما مسلمان هستیم وحق نداریم مسلمانی رو بکشیم اما وهابیایی که اینقد قرآن می خونن یه ذره به قرآن عمل نمی کنن مگه قرآن نگفته و من یقتل مومنا متعمدا فجزاه جهنم .پس چرا چرا شیعیان تو عوامیه دارن اینقد شهید میدن پس کوش حقوق بشر آقای سنی نیوزیی که اینقد از حقوق بشر دم میزنی .شییخ باقرالنمر کو..


  آخر شما چقدر زنازاده هستید که از این تروریست نجس حمایت می کنید خودش گفته مزدور آمریکا بوده خاک بر سرتان.


  بنده خواهشی که دارم از شما در مورد به وجود امدن گروه داعش توضیح دهید و سوال دوم ایا شما انها را به عنوان مسلمان میدانید و چرا جنایاتشان بر شیعیان در سطح اخبارتان قرار نمیدهید خواهشن توضیح دهید


  چگونه این احادیث را بپذیریم در حالیکه میتواند از یهود آمده باشد که تراشیدن ریش را حرام میدانند. چگونه این احادیث را بپذیریم در حالیکه آیه ای در مذمتتراشیدن ریش نداریم.چگونه این احادیث را بپذیریمدر حالیکه می فرماید:ثالثاً: در تراشیدن ریش طاعت شیطان و تغییر خلقت الهی میباشد، الله متعال می فرماید: «وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ » . ( سوره نساء آیت 119 ). ترجمه: « و آنان آفرينش الله را دگرگون مي كنند».وفتی کوتاهی موی زهار و ختنه خلقت را دگرگون می کند. عقل را به چه بهایی بفروشیم؟


 
 
 
2012 © Sunni-news.net .همۀ حقوق ویژه سنی نیوز است، استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد