آمار وارقام كشتار كولبران در ١٢ماه سال٩٥(٧٦كشته ،٦٤زخمي) بدعات و خرافات مربوط به نوروز ! مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل‌سنت زاهدان هم در حصر است! چرا در ایران روز جهانی زبان مادری جشن گرفته نمی شود؟ چه کسی روسها را از افغانستان اخراج کرد؟! گورخواب‌ها فراموش شده‌اند أعادت مجلة الأزهر نشر كتاب "الخطوط العريضة لدين الشيعة" افشاگری‌های دولت ترامپ علیه جمهوری اسلامی ايران بیش از دو هفته بلاتکلیفی شهناز اکملی و تداوم نگهداری وی در سلول انفرادی علی پژگل؛ شرحی بر شش سال سراسر شکنجه، تبعید و بدرفتاری تنبیه یک دانش آموز در ایران باعث فرورفتن مداد در سر او شد نگهداشتن ریش واجب و تراشیدن آن حرام میباشد! کشتار هزاران غیر نظامی سوری توسط رژیم بعثی اسد اسلام آمریکایی تلبیس وتدلیس دنباله روان مکتب سکولار بر جلو داران نهضت جهانی اسلام ساختمان پلاسكو ، سينما ركسِي ديگر گزیده ای از دسته گلهای مدعیان آزادی و حقوق بشر در ماه ژانویه 2017 معيارهاى اسلام معتدل در نظرگاه آمریکا تهدید خانواده یک زندانی اهل سنت زندان اوین گوشه ای از زندگی و شخصیت مولانا شهاب الدین خواف
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

نامه سرگشاده کودک مهاجر ایرانی به استاد کبیری!...
اضافه شده در تاریخ: 12/30/2015 11:04:42 PM
Bookmark and Share              Balatarin

عموجان عزیزم!...

استاد کبیری بزرگوار...

سلام بر شما و سلام بر حزب نهضت اسلامی... سلام بر رشادتها و جوانمردیهای استاد شهید نوری.. سلام بر شهیدان همیشه زنده تاجیکستان که در راه حق و رسیدن به رضای الله رحمان جام شهادت سرکشیدند..

عمو جان...

من شما و تمامی رهبران جنبش‌های اسلامی را دوست دارم. شما را خداوند در مسند رهبریت ملتهای مؤمن قرار داده...

اما اجازه بدهید همانگونه که محبتمان در راه الله است، وبرای رضات او به "معروف" امر می‌کنیم، از "منکر" نیز نهی کنیم از برای رضایت او..

عمو جان!..

تصویری از شما در رسانه‌های ایرانی دیدم که در نمایش خیمه شب بازی هفته وحدت مشارکت داشتید.

دستان پاک شما را دیدم که دستان خون آشامان زمان را محکم می‌فشارد..

سلام ایمان شما را دیدم که بر تیغ جلادان و لاشخوران لبخند می‌زند..

ولای طاعت الهی شما را دیدم که در مقابل "براءت" از طاغوتیان سر خم کرده!..

عزت و هیبت و کرامت ملت تاجیکستان را دیدم که در کالبد شما به خواری و ذلت کشانده شده است!..

آه...

چقدر آرزو داشتم با همین دستان لطیفت بر سر فرزندان شهیدان اهل سنت ایران دستی کشی!..

ای کاش حالا که قدم رنجه کرده به ایران ما تشریف آورده بودی از کاخهای طاغوتیان بیرون آمده سری نیز به زندانیان دربند می‌زدی، و با جوانان محکوم به اعدام خداحافظی می‌کردی!..

عموجان!...

دوستت دارم.. و دوست دارم سر و گردنی بالا بگیری...

عموجان تو دیگر محی الدین کبیری نیستی.. تو امروز رمز ایمانی.. تو امروز یادگار استاد نوری شهیدی.. تو امروز نماینده 100 هزار شهید تاجیکی... تو امروز درد یک و نیم ملیون مهاجر دیروزی...

تو امروز تنها رهبر حزب نهضت تاجیکستان نیستی، تو امروز صدای مظلومیت من مهاجر اهل سنت ایرانی.. تو فرزند و جگر گوشه مادر داغدار سوریه‌ای هستی که فرزندانش را آتش حقد و کینه خامنه‌ای جنایتکار زنده بگور کرده است... تو برادر آن خواهری هستی که آلت شهوت مست ددان ایرانی پرده عفتش را در عراق درید.. تو امروز صاحب سوگی هستی که ناله‌اش در یمن جار زده می‌شود..

تو امروز رمز امتی هستی که حقد صفویت ایران و کینه روس و مکر صهیونیزم و وحشیگری صلیبیت دست در دست هم داده چون گرگان وددان بجان او حمله‌ور شده‌اند!...

عمو جان...

من کودک مهاجری بیش نیستم.. همین رهزنانی که آنها را به آغوش گرمت گرفتی خاک و دیارم را ربودند، مرا از مهر پدر و مادر بزرگ داشتن و عمو و خاله و خویشاوندان داشتن محروم ساختند...

عمو جان!...

آغوش گرم و صمیمیت تو مرا سزاوار بود نه آن راهزان چپاولگر و آدمکشان چیره دست را...

من محروم و درد کشیده‌ام و می‌توانم طعم تلخ دردهای ملت تاجیک را احساس کنم!..

من اشک مادر داغدیده و پدر درمانده‌ام را بارها دیده‌ام و می‌دانم لهیب ظلم چقدر سوزناک است..

عمو جان!..

در حیرتم از این سقوط شما در باتلاق ظالمان ستمگر..

چطور دلت آمد دست در دست فرعونیان زمانه بگذاری و خودت زخمدیده نمرود روزگاری؟!..

عمو جان!..

تو درد هجرت را چشیده‌ای. از خانه و کاشانه‌ات تو را رمیده‌اند. باز نمی‌توانی درد مرا و درد ملت عراق و سوریه و لبنان و یمن را احساس ‌کنی؟!..

این چه سیاستی است و چه حکمتی که اندیشمندی چون شما نتواند آنهمه ظلم و ستم نظام ایرانی را در حق ملت ایران و امت اسلام ببیند؟!..

در گذر تاریخ، چه کسی به ملت تاجیک بیش از همین گرگان وددانی که با آنها هم کاسه شده‌ای خیانت کرده است؟!

خرس روسیه نتوانست پس از هفتاد سال ایمان ملت مسلمان تاجیک را بدزدد. اما این راهزنان با گمراه کردن چند جیره خوار ملت تاجیک را دو دسته کرده بجان هم انداختند.

عمو جان!..

اگر من بخاطر ندارم شما که با چشمان سر دیدی چگونه ایران به عنوان مهره روسیه حزب نهضت و جهاد ملت تاجیک را به حکومت نمرود تاجیکستان تسلیم کرد.

آیا خون شهیدان این وطن نزد شما پشیزی ارزش ندارد؟!

من کودک می‌دانم که ایران چگونه حزب نهضت اسلامی را چون خوره از داخل ویران کرده است. شما که امیر و رهبر این حزبی چطور این حقیقت تلخ را پنهان می‌داری؟!

عموجان!..

آرزو داشتم بتوانم به شما افتخار کنم!.. آرزو داشتم شما را جزئی از امت اسلام ببینم!..

تمنا داشتم شما را در میان لاشخوران و آدمکشان نبینم!..

شما را بخدا سوگند آیا بهتر نبود دست در دستان رحمانوف جلاد می‌گذاشتی بجای دست دادن به فرعون زمانه؟!..

شما را بخدا سوگند آیا ظلم و ستم و جبروت "رحمانوف" ستمگر بیش از خیانتهای این دشمنان الله و رسول وایمان و امت وانسانیت است؟!..

شما بزرگتر از اینی که کسی گوید "رحمانوف" مال و ثروتت با تاراج برده، واینجا به طمع مال و منالی آمده‌ای!..

یا اینکه گمان می‌بری این جلاد خون آشامی که ناموس خواهرت به تاراج داده، جام خون برادرت را سرکشیده فرزندت را زنده بگور کرده، فدافند کینه‌اش در عراق و سوریه و یمن آتش حقد می‌بارد، تو را عزیز و برادرش می‌پندارد؟!

عمو جان!..

دوستت دارم  و می‌خواهم از من و از امت اسلام باشی، نه از ملت طغیان و دشمنان دین الله!...

عمو جان!...

برگرد.. تو را خدا، همین امروز باز گرد که شاید فردایی در کار نباشد...

باز آ... باز آ... هر آنچه هستی باز آ

صد بار گر توبه شکستی باز آ

 

نمایش تعداد بازديد
1803

Bookmark and Share              Balatarin
 
 
 
 
 
 
2012 © Sunni-news.net .همۀ حقوق ویژه سنی نیوز است، استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد