نواندیشی دینی یا لجام گسیختگی فکری؟
اضافه شده در تاریخ: 4/10/2018 6:31:00 PM
Bookmark and Share              Balatarin

نویسنده: پروفیسور فضل الرحمن فقیهی استاد دانشگاه هرات

مقدمه

مقوله‎ها و اصطلاحات علمی و فرهنگی، می‌توانند مفاهیم ذهنی متفاوت را در بستر زمان و حتی وقت واحد در برداشت‌های افراد به دست دهند و گاهی این تفاوت در برداشت‌ها، زمینۀ سوء استفاده‌های گوناگون را مهیا می‌سازند و باعث شده تا در تحت یک مقوله یا اصطلاح، اعمال برخلاف آن انجام شود.

در کشور ما هنگامی که دانشجو برای تحصیل ثبت نام می کند، زمانی که شخص به وظیفهیی گماشته می شود، وقتی که هویت وی در یک نهاد یا گروه مدنی و یا سیاسی ثبت می شود، یکی از موارد معلوماتی و معرفتی هرشخص، مقولۀ «روشنفکر» است كه گویا جایگاه شخص در جامعه را بیان می‎دارد و او را به نام «روشنفکر» معرفی می‎دارد که معنای تحصیلکرده و با سواد و صاحب علم را می‏رساند. اما امروز روی یک هدف خاص، این اصطلاح «روشنفکر» با پسواژۀ «دینی» یکجا ساخته شده و آن را افراد و گروه‎های ویژه بر خویشتن اطلاق می‎کنند تا اهداف شومی را به دست آورند. دیده می‏شود که مقولۀ «روشنفکری دینی» در دوران معاصر ما از همین مقوله‌هایی است که از آن در حوزۀ دین و تفکر دینی، سوء استفادههای متعددی صورت میگیرد.

هدف کلی ترویج این مقوله و افراد زیر مجموعۀ آن، ترویج لجام گسیختگی فکری در جامعه و دور ساختن افراد امت اسلامی از سرچشمۀ وحی آسمانی و شریعت الهی است که در زمینه‎های گوناگون فعالیت این اشخاص صورت می‏گیرد. در این مقاله کوشش شده تا اهداف و زمینه‏های فعالیت این اشخاص برای خوانندگان بیان شود.

1. زیر سوال بردن عقاید و ثوابت دینی

از مهمترین و خطرناک ترین فعالیت های گروه سیکولار مشربی که خویشتن را نواندیش دینی نام می‎گذارند، تلاش در جهت تشکیک مردم است. اینان می کوشند با مغلطه بافی های نابجا و سخنان بی اساس، عقاید ثابت دین اسلام را زیر سؤال ببرند و به ویژه در ذهن مردمی که مطالعه و معلومات اندکی دارند، نسبت به ثوابت دین شک و تردید ایجاد نمایند. نمونۀ این موضوع، تشکیک و خدشه وارد کردن در مسألۀ تقدیر است. اینان می‎کوشند با نوشتن مقالاتی در این عقیدۀ امت اسلامی که  خیر و شر از جانب الله متعال است، تردید و شک ایجاد نمایند. اینان بر عقیده به تقدیر الهی که مدلول نصوص شرعی اند، خُرده می‌گیرند و آن را نوعی نقص در اندیشه و عمل قلمداد می‌کنند و از جانبی دیگر به این بهانه کل مبانی دین اسلام را ناقص و قابل «بازخوانی» می‌دانند. این در حالی است که نصوص قرآنی و احادیث متقن و صحیح که به مقولۀ تقدیر الهی، دلالت دارند، در هنگام صحابه و تابعین و در تمام ادوار تدوین آثار در اصول و فروع شریعت اسلام موجود بوده است، اما در تمام این زمانه‌ها هیچ کسی به «بازخوانی کل دستگاه مسلمانی» قایل نبوده است.

روش دیگر این افراد نادان و کم ظرف، طرح صدقه دادن به جای قربانی و هدایای حج است که میخواهند غیر مستقیم، شعایر اسلام را با سفسطه به تعطیل در آورند و خود بر مسند تشریع تکیه زنند؛ چیزی که خاصۀ پروردگار کائنات است و هیچ کس جز او حق تشریع در زندگی انسان ها را ندارد.

2. ایجاد شک در مورد قرآن كريم

از دیگر زمینه های مقابله با اسلام در لفافۀ نواندیشی، وارد آوردن شک و تردید در کلام الهی است. قرآن کریم معجزۀ جاودان اسلام است که جاودانگی این دین را در طول تاریخ تا روز رستاخیز مسجل کرده است. خام اندیشان مدعی نواندیشی، برای تخریب آیین اسلام، زیربنای آن را نشانه گرفته اند و ادعا می کنند که این کتاب آسمانی، لفظ و معنای آن از جانب الله متعال نیست، بلکه می گویندکه قرآن تجربۀ نبوی است که آن را از خود ارائه داشته است. اینان با این ادعا نخست اراده دارند، اعجاز قرآن کریم را در نظر اشخاص خالی الذهن باطل  جلوه دهند و آن را ساخته و پرداخته ذهن انسانی معرفی بدارند. عمده ترین خام اندیش در حوزۀ کلام الهی حسین دباغ معروف به سروش گفته که «وحی، الهام است. این همان تجربه‌یی است که شاعران و عارفان دارند». باز گفته است: «در واقع شخص پیامبر همه چیز است، آفریننده و تولیدکننده». همچنان گفته است که «این وحی بیصورت است و وظیفه شخص پیامبر این است که به این مضمون بیصورت، صورتی ببخشد تا آن را در دسترس همگان قرار دهد».

اینان غافل اند که این نظریه، برخلاف مدلول صریح قرآن کریم است و آیات کلام الهی این نظریه را به صراحت رد می‌کند. الله متعال برای رد چنین ادعایی فرموده است:

«تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ فَمَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ». (الحاقه: 43- 47).

([قرآن] نازل شده از سوى پروردگار جهانيان است و اگر [ او ] پارهیى از گفتهها را به دروغ بر ما ميبست ، ما او را به شدت ميگرفتيم ، سپس رگ قلبش را پاره ميكرديم، در آن صورت هيچكدام از شما مانع از عذاب او نبود).

باز در جای دیگر، ساختگی قرآن کریم از جانب کسی دیگر جز خویشتی را رد کرده و فرموده است:

«أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا». (النساء: 82).

(آيا به قرآن [عميقاً] نميانديشند؟ چنانچه از سوى غير خدا بود، همانا در آن اختلاف و ناهمگونى بسيارى مييافتند).

3. عاری شمردن اسلام از نظام زندگی

از زمینه های لجام گسیختگی مدعیان نواندیشی یکی عاری شمردن اسلام از نظام زندگی است. اینان با سیکولار مشربی خویش، دین اسلام را مجموعه‌یی از اندرزهای اخلاقی می‏دانند که گویا از منهج زندگی عاری است و برا ی حیات بشریت، قانون و منهجی ندارد. اینان ادعا مینمایند که اسلام تنها و تنها دین عبادت و اندرزهای اخلاقی است که باعث اصلاح جامعه از طریق نصیحت و تهذیب نفس می‎شود و برای بخشهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی جامعۀ انسانی کدام برنامه ندارد. با چنین نظریۀ بیاساس، اینان از همه برنامه های وسیع آسمانی قرآن کریم، که به همه نیازهای جامعۀ انسانی پاسخ‏گوی است انکار می‏نمایند. اینان در حقیقت می‎خواهند نظریۀ جدایی دین نصرانیت از حوزۀ زندگی را که در گذشته اتفاق افتاده، تعمیم ببخشند و آن را بر اسلام و جامعۀ اسلامی نیز تطبیق دهند. سیکولار مشربان مدعی نواندیشی، غافل ماندند یا خود را به تغافل می زنند از اینکه اسلام با مسیحیت در این مسأله فرق زیاد دارد.

مسیحیت بعد از انحراف خود توسط ارباب کلیسا و رهبران منحرف خود، امروزه چیزی از تقنین و تشریع در حوزۀ زندگی در بساط ندارد و از همین روی میان دین و حیات بشری در آن آیین تقسیم به عمل آمده است؛ یعنی که دین در نگاه کلیسای مسیحیت امروز، مجموعۀ عبادات و نیایشهای مملو از شرک و خرافات است که به ارباب کلیسا سپرده شده تا در میان کلیسا با شماری از مراجعه کنندگان به انجام رسانند. اما همه امور و ابعاد حیات، به حاکمان بی دین و یا ضد دین سپرده شده تا مطابق میل و هوای نفسانی خویش حکومت کنند و بدین طریق دین مسیحیت از حوزۀ حیات انسانی رخت بربسته و کوچیده است و فضای زندگی را برای خودکامگی حاکمیت بشر بر بشر فارغ گذاشته است.

خودکامگان سیکولار مشرب و مدعیان نواندیشی، فراموش کرده اند که نظریۀ منحط جدایی دین از حوزۀ زندگی، در جوامع اسلامی نمی تواند قابل تطبیق باشد و با روح اسلام سازگار نیست. اسلام عزیز، آیینی است جامع و کامل که تمام ابعاد حیات انسانی را قانون گذاری کرده و برای هر بخش از حوزه های عبادی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، تشریع و تقنین جامع و کامل ارائه داشته است. اینان فراموش کرده اند که کمال اسلام که با آیۀ «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا» (المائده: 3) تسجیل یافته همه بخشهای حیات انسانی را شامل است و برای هر بخش قواعد و اصولی را به گونۀ جامع و فراگیر وضع کرده است.

نواندیشان سیکولار مشرب، مصداق «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ» (البقره: 171) شده اند که همچون نابینایان و ناشنوایان، خود را به تغافل می‎زنند. اینان گویا تاریخ حیات رسول گرامی اسلام را ورق نزدند و از آن به کلی غافل اند و نیز از تاریخ حیات خلفای راشدین بی خبر مانده اند. تاریخ اسلام و به ویژه نحوۀ زندگی رسول الله صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدی بیانگر این است که آنحضرت و همه خلفاء، هم در حوزۀ عبادت امام و رهبر بودند، هم در حوزۀ سیاست، زعامت سیاسی را عملا به دوش داشتند و حتی در جبهات جهاد و مبارزه حضور فزیکی داشتند؛ هم در حوزۀ اقتصاد، سهیم بودند و برای تنظیم و توزیع و رشد اقتصاد، برنامه‎های جامع مطابق آن روزگار و حتی آیندۀ امت اسلامی وضع نمودند و هم در حوزۀ اجتماع، رهبری جامعه را به دوش داشتند.

مدعیان نواندیشی دینی که اسلام را جدا از حوزۀ زندگی میدانند چنان جاهل اند یا تجاهل می‎کنند که از همه بخشهای عمده و اساسی فقه اسلامی که در بارۀ مسائل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و مدنی امت اسلامی نوشته شده و تألیف گردیده چشم پوشی می‏نمایند. اینان هیچ فکر نکردند که این همه قواعد و اصولی که در فقه اسلامی برقرار شده و صفحات قطوری را در حوزۀ فقه اسلامی تشکیل داده، بر مبنای کتاب و سنت ترتیب یافته و تدوین گردیده است. این همه قواعد و اصول مستنبط از کتاب و سنت، بیانگر این است که اسلام نظام زندگی است و برای همه نیازهای بشر در ابعاد گوناگون پاسخگوست و بهترین تشریع و تقنین را ارائه داشته است.

4. تقدس زدایی از دین

از دیگر موارد لجام گسیختگی مدعیان نواندیشی، تقدس زدایی از دین است. اینان در صدد اند که هیچ چیزی را در عقیده و اندیشۀ افراد جامعه، مقدس نگذارند و دین را نیز مانند سایر پدیده‏های حیات معرفی کنند و همه چیز را یکسان جلوه دهند. بدین طریق راه را به سوی اباحیه‏گری و یکسانی حلال و حرام برای افراد و امت اسلامی باز کنند.

اینان حتی به حریم فرایض و ثوابت دین وارد می‎شوند و به نقد این ثوابت می‎پردازند. درست است که اسلام برای اشخاص، تقدس قایل نیست و جز پیامبر صلی الله علیه وسلم همه را در پیشگاه شریعت، یکسان می‎داند، اما آیات کلام الهی و نیز سنت صحیح نبوی، بر مبنای مدلول صریح قرآن کریم، تقدُّس دارند و هیچ کس را سزاورا نیست در برابر قرآن کریم و نیز در برابر سنت نبوی هرگاه به صحت رسد، نقد و ردّی داشته باشد. قرآن کریم به این امر چنین صریح فرمان می‎دهد:

«وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا». (الاحزاب: 36).

(برای هیچ مرد و زن مؤمن سزاوار نیست که هرگاه الله و رسول وی امری را حکم کنند، برای شان اختیاری در امر شان باشد و هرکس الله و رسولش را نافرمانی کند، بدون شک در گمراهی آشکاری گمراه شده است).

مدعیان نواندیشی حتی به حریم زندگی رسول گرامی اسلام وارد می‎شوند و حیات مدنی ایشان را بدون مطالعۀ دقیق و حکمت‎های آن بر مبنای عقلهای قاصر خود مورد انتقاد و حتی عیب جویی قرار  می دهند. به همین گونه زندگی آن جناب را عاری از اصول و راه کارهای مدنی و سیاسی می‌شمارند. خودم در مناظره با یکی از این مدعیان نواندیشی از وی شنیدم که ضمن ادعای  عاری بودن اسلام از نظام سیاسی، ابراز می‏داشت که زندگی پیامبر صلی الله علیه وسلم جز مانورهای نظامی چیز دیگری نبوده است و از راهکارهای سیاسی و مدنی چیزی نداشته است. اینان غافل اند و نسنجیده اند که پیشرفت اسلام در حیات رسول الله صلی الله علیه وسلم، بیشتر جنبۀ سیاسی و مدنی داشته و حتی در تمام غزوات ایشان با مشرکان و سایر مراکز قدرت، نسبت به جنگهایی که در طول دوران پیش از اسلام و بعد از اسلام توسط غیر مسلمانان به وقوع پیوسته، تعداد اندکی تلفات داشته است. نمونۀ این تقدس زدایی از قرآن و سنت، همه روزه در صفحات اجتماعی از جانب این مدعیان نواندیشی، قابل مشاهده است. سخنان گزاف و بی اساس این مدعیان نواندیشی در بارۀ صحیحین- دو کتابی که در نزد امت اسلامی مورد قبول بلا منازع است- بیانگر همین هتک حرمت به احادیث صحیح نبوی صلی الله علیه وسلم است که در لفافه ارائه شده است و حقیقت امر همان چیزی است که در خبایای دلهای اینان مخفی است و گاهی ناخواسته خباثت اینان تبارز می‎یابد؛ «قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآيَاتِ إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ». (آل عمران: 118).

(بغض و کینه از دهنهای شان آشکار شد، و آنچه را پوشیده می‏دارند بزرگتر است. یقینا ما نشانه ها را برای تان بیان داشتیم اگر شما بیندیشید).

5. تأویل بی مورد نصوص و یکسان شمردن فهم سلف و خلف

تأویل نصوص شرعی و ابراز نظر در مورد معنای آنها بر اساس فهم شخصی و عقل فردی یکی از زمینه‏های فعالیت مدعیان نواندیشی دینی است. اینان تفسیرهای شخصی از دین دارند و بر اساس حدس و گمان خود، می‏کوشند میراثهای فقهی و اعتقادی سلف امت را به فراموشی سپارند و دین جدیدی را جایگزین آن نمایند. برای اینان فهم صحابه و تابعین و اتباع تابعین و ائمۀ دین ارزشی ندارد و بسا اوقات، فهم شخصی و نفسانی خویش را از فهم بزرگان دین در قرون ثلاثه برتر می‌شمارند و برخلاف آرای آن مردان بزرگ حکم صادر می‌نمایند و نصوص شرعی را تأویلات باطل و نادرست می‎نمایند.

اینجاست که میان تجدید دین و نواندیشی مدعیان نواندیشی فرق پدید می‎آید. مجدد دین در پی آن است که خرافات و بدعاتی را که به دین بعد از خیر القرون پیوند داده شده، از آن دور سازد و دین خالص را مطابق کتاب الله و سنت صحیح نبوی و بر اساس فهم سلف امت برای امت اسلامی در زمان خود عرضه بدارد. اما مدعیان نو اندیشی بر آن اند که بر میراثهای فکری و فقهی گذشتۀ امت اسلامی که مطابق فهم سلف امت تدوین شده، خط بی اعتباری بکشند و دین جدیدی را مطابق میل خود و بر اساس فهم نفسانی خود به مردم عرضه بدارند. در همین ویژگی است که مدعیان نواندیشی دینی، با خرافه پسندان و بدعتگرایان صوفی نما همنظر و همگام می‎شوند و با متعصبان در برابر پیروان کتاب و سنت، متفق و متحد می‎گردند.

مدعیان نواندیشی که بیشتر شان هیچ دانشی از مبانی علوم اسلامی ندارند، و سواد فقهی و عقیدتی در ذهن شان نیست، به تأویل نصوص شرعی، مطابق فهم شخصی خود می‎پردازند و هرگاه برای شان گفته می‎شود که معنای نصوص شرعی چنین چیزی نیست؛ چون هیچ کس در سلف امت این گونه برداشتی از متون و نصوص شرعی نداشته است، ابراز می دارند که میان سلف و خلف فرقی نیست و هم یکسان اند. این ادعا کمال بی خبری این مدعیان از مبانی دینی را می رساند؛ زیرا نصوص شرعی به برتری سلف امت، بر خلف آن گواهی می دهد. پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«خَيْرُ النَّاسِ قَرْنِي، ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ، ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ، ثُمَّ يَجِيءُ قَوْمٌ تَسْبِقُ شَهَادَةُ أَحَدِهِمْ يَمِينَهُ، وَيَمِينُهُ شَهَادَتَهُ». (بخاری، حدیث: 3651).

یکسانی سلف و خلف امری است که هیچ صاحب عقلی به آن نمی تواند قایل باشد. چه گونه می توان کسانی را در فهم نصوص شرعی با مردم امروز یکسان دانست، که با رسول الله صلی الله علیه وسلم زندگی می کردند، نزول قرآن کریم را شاهد بودند، اسباب نزول آیات کلام الهی را مشاهده می نمودند و اسباب ورود احادیث نبوی را خود گواه بودند و حتی در مناظرات و محاورات شرکت داشتند؟ برای رد برابری جایگاه سلف و خلف امت اسلامی، بحث جداگانه یی توسط این قلم نوشته شده که تفصیل آن در آنجا قابل مطالعه است.

6. ترویج کثرتگرایی دینی و یکسان دانستن همه ادیان

از زمینه‎های خطرناکی که مدعیان نواندیشی و سیکولارمشربان به تخدیر افکار و عقاید جوانان کم مطالعه در کشورهای اسلامی و به ویژه سرزمین ما می‎پردازند، ترویج کثرتگرایی دینی است. کثرت‎گرایی دینی دانشواژه یا مقولهیی است که از دیرباز در جوامع معاصر ما مطرح است و به معنای شریک دانستن همه ادیان در حق و رسیدن به حقیقت است. این بدان معناست که همه ادیان آسمانی و غیر آسمانی ساختۀ بشر در نیل به حق و رسیدن به حقیقت یکسان دانسته شود.

مدعیان نواندیشی بدین طریق، می‎خواهند شریعت جاودان اسلام را با سایر شرایع آسمانی منسوخ همانند یهودیت و نصرانیت و نیز با آیین‌های ساختۀ بشر، مثل بودزم، هندوئزم، آیین زردشتی و امثال اینها برابر جلوه دهند و مسلمان را در برابر دین شان همانند پیروان آن آیین ها به شک و تردید وا دارند. اینان می‌کوشند تا در نتیجه در جامعه اسلامی، همه ادیان، خواهي ادیان آسمانی والهی و خواهی ادیان ساختۀ بشر همه یکسان باشند.

روزی یکی از این مدعیان نواندیشی به نگارندۀ این سطور ابراز داشت که چون پیروان همۀ ادیان خود را حق میدانند، این یک معضله است و راه حل ندارد؛ چون معلوم نیست که کدام شان راست و کدام شان دروغ میگویند؟ نزد یک بودایی پیروان دیگر ادیان کافر یا حد اقل گمراه اند و به همین طریق نزد یک مسلمان و یا یهودی و یا نصرانی چنین فکری وجود دارد. بنابراین همه را باید حق دانست و کسی دیگری را باطل نگوید و حق را در انحصار خود نداند.

به پاسخ آن شخص، توسط این قلم چنین نوشته شد: همان گونه که خود تان اشاره داشتید، پیروان همه ادیان، خود و دین خود را حق میدانند؛ چند چیز از همین تفکر تان خود به خود ثابت است.

اول ممکن نیست همه چیزها حق باشند؛ چه این فرضیه را عقل نمی‏تواند بپذیرد؛ چه گونه می‏تواند عقیده به وحدانیت و عقیده به شرک با هم جمع شوند و هردو حق باشند؟

دوم اگر این فرضیه را بپذیریم که همه ادیان حق اند، دعوت و مبارزات همه پیامبران بیهوده تلقی میشود، و نیز ارسال پیامبران و تنزیل کتابهای آسمانی بیمعنا مینماید. در نتیجه کار الله متعال که همه کائنات را آفریده و به خیر و شر جهان و امور پوشیده و آشکار آگاه است، بیمایه و بیحکمت و بیفایده از آب بر می‌آید؛ زیرا وقتی تمام ادیان ساخته و پرداختۀ بشر، اعم از بت پرستی و انسان پرستی و... حق باشند، چه نیازی بوده که الله متعال پیامبرانی مبعوث نماید، کتابهایی نازل کند بفرستد و باز پیامبران را مأمور سازد دین جدیدی بیاورند و با مخالفان خود به جهاد بپردازند؟

سوم اینکه مطابق گفتۀ تان هرکس خود و دین خود را اعم از اینکه دین آسمانی و الهی باشد یا خودساخته و خود پرداخته- برحق می‌داند، چون دیدگاه‌های انسانی همه به طور کل یکسان اند، لذا در نفسها و ادعاهای انسانی این مدعیان، مُرجّحی وجود ندارد تا دیدگاه یک گروه از مدعیان حقانیت را ترجیح دهد و برتر بداند؛ لذا برای دریافت حق، باید به منبعی بالاتر از نفوس و عقول بشری توسُّل جست و آن منبع، وحی الهی است که حق را برای ما اعلان میدارد؛ چه راهی برای دریافت حق به گونۀ یقینی موجود نیست؛ بنابراین دینی که وحی الهی به حقانیت آن اقرار داشته همان حق است و آن اسلام عزیز می‎باشد.

چهارم اینکه حق در بین آرای گوناگون و مختلف گم شود و همه را حق بدانیم، سخنی است که نه عقل و منطق آن را میپذیرد، و نه با واقعیتها و آرای عقلانی عموم اهل تحقیق در مسیر عمر بشر سازگار است. پس باید برای دریافت حق، به مرجع اصلی حق که جهان مافوق طبیعی و از عقل بشر بالاتر است مراجعه نمود تا حق از باطل، جدا و روشن شود.

گمانهای بشری بیشتر در هاله‌یی از ابهام و تاریکیاند و راه به جایی نمی‎برند و این نور هدایت الهی است که پاسخگوی همه پرسشهای بغرنج مغز انسانی است و تنها راه دریافت حق است و این دو با هم برابر نیستند:

«قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ» (الرعد: 16)

به همین گونه طوری که اشاره شد، نظریۀ کثرت گرایی دینی، مبارزۀ ابراهیم علیه السلام با بت پرستان زمان وی را باطل و بی‎هوده جلوه میدهد، مبارزه و مقابلۀ موسی علیه السلام با فرعون و فرعونیان را بی‌اساس جلوه می‎دهد، مبارزات و غزوات رسول معظم اسلام در برابر مشرکان و یهودیان و نصرانیان را بیهوده و خودساخته معرفی می‎نماید. سرانجام عقیده به کثرتگرایی دینی، همه دعوت پیامبران اسلام و همه شرایع آسمانی را زیر سؤال می‏برد و بیهوده تلقی می‎نماید.

نیتجه سخن اینکه نظریۀ کثرت گرایی دینی، هم خلاف آموزه‏های الهی اسلام و نصوص قرآن کریم است، هم خلاف سایر شرایع آسمانی است و هم خلاف عقل و منطق عقلانی است که هیچ شخص بصیر و صاحب منطق سلیم نمی‏تواند آن را بپذیرد. این امر مستلزم یکسان دانستن اسلام با سایر نحله های منحرف فکری و دینی است و ادعای نسخ یهودیت و مسیحیت از جانب قرآن کریم را باطل جلوه می‏دهد و با صریح قرآن کریم در تضاد است. لذا کثرتگرایی دینی مستلزم کفر و اقرار به کفر خروج از ملت اسلام است.

7. تظاهر دروغین به مذهبگرایی و صوفی‌گری

 دیگر از زمینه های فعالیت و بسترهای فعالیت سیکولاران مدعیان نواندیشی دینی، تظاهر به مذهب گرایی و صوفی‌گری است. برای تبیین این امر و شناخت بهتر این بستر منافقانۀ سیکولاران، نیاز است تا نخست تصویری کوتاه از چگونگی اصل قضیه مذاهب اسلامی و نحله های صوفیگری ارائه شود.

ظهور مذاهب فقهی در قرون اولیه، در حقیقت شامل اجتهاد ائمه همراه با التزام به کتاب و سنت نبوی بود؛ چنانچه در حوزۀ عقیده و اندیشه، همه بزرگان مذاهب اسلامی نصوص شرعی را بر هرچیزی مقدم می‎داشتند و مقولۀ معروف «إذا صحّ الحدیث فهو مذهبی» مورد عمل ائمه و پیروان شان بوده است.

با گذشت دورۀ نخستین، دیدگاه‏های عقلگرایانه توسط متأخران، به تدریج وارد عرصۀ اندیشه و تفکر شد که ورود این امر را اشاعره و ماتریدیه آیینهداری می‎کنند. به همین گونه روش و اندیشۀ نخستین عرفای جهان اسلام، همراه با نصوصگرایی و تطبیق کامل کتاب و سنت در زندگی عملی و فکری شان بود؛ چنانچه نمونۀ این تطبیق کتاب و سنت در اندیشه و عمل در افکار و آثار شیخ الاسلام انصاری و معاصران وی قابل مطالعه است. اما به تدریج در گذار زمان، تخلفاتی در روش و افکار تعدادی از صوفیان با تأثیر پذیری از افکار فلسفی دیگر نحله‏ها به وجود آمد. این تخلفات در گذار زمان هر روز بیشتر شد و سرانجام در دوران معاصر ما از تصوف چیز دیگری غیر از آنچه در نخست بوده ساختهاند.

وجود دیدگاه‏های عقلگرایانه در تفکرات رجال متأخر مذاهب اسلامی از یک جانب، و پیدایش تعدادی از افکار و اعمال بی‎اساس در اندیشه و عمل صوفیان متأخر از جانب دیگر، میان اینان و تأکید کنندگان پیروی از مذهب سلف (صحابه، تابعین و ائمۀ اربعه) از قدیم تا دوران معاصر، تا حدی فاصله ایجاد نموده؛ طوری که حتی گاهی بر سر مسائل جزئی، میان پیروان کم مطالعۀ این دو گرایش، تصادم مشاهده شده است.

نتیجه‌گیری

از آنچه گفته آمدیم نتیجه به دست می آید که سیکولاران و سیکولار مشربان، آرزو دارند دین الله در میان امت اسلامی تضعیف یابد و دینی غیر از دین خالص الله که پیامبر صلی الله علیه وسلم و یارانش برآن روان بودند، در میان مردم ترویج گردد. اینان می‌خواهند، در میان امت اسلامی انحراف از منهج نبوت رواج یابد، از هر سلاح و زمینه‎یی برای تیز ساختن اختلاف نظرها میان آحاد و گروه‎های امت اسلامی کار می‎گیرند و می‎کوشند شکاف ایجاد نمایند تا به اهداف شوم خود دست یابند.

گروه تخریبگر سیکولار، با ا اهداف شومی که دارند، از جنبش‌های اصولگرا همچون حرکت سلفیت، حرکت اخوان المسلمون علمای دیوبند و سایر جنبش‎های اسلامی همانند اینان در کشورهای جهان، سخت در هراساند؛ به دلیل آن که کوشش این گروه‎های اسلامی، در جهت احیای مجد و عظمت اسلام و امت اسلامی است و فعالیت این حرکت‏ها، تمام نقشه‎های شوم سیکولاران را نقش برآب می‎نماید؛ لذا سیکولاران و گروه‏های سیکولارستی، به منظور مقابله با نهضتها و حرکت‎های اسلامی مذکور، می‎کوشند تا به گونۀ دروغین، تظاهر به مذهبگرایی و صوفیگری نمایند و بدین ترتیب، تعدادی از متعصبان مذهبی و صوفیان خرافی را فریب دهند و آنان را با حیله و نیرنگ، در برابر نهضت‎های اسلامی اصیل با خود بسیج گردانند.

دیده شده که در کشور ما تعدادی ازسیکولار مشربان، در نوشته‎ها و سخنان شان، همیشه ادعای دروغین جانبداری از مذهب حنفی و دفاع از صوفی‎گری را مطرح می‎کنند و می‎کوشند مسلمانان حنفی و برخی صوفیان ساده دل را در برابر حرکت‏های اسلامیی که در برابر سیکولارستان فعالیت‏های سیاسی دارند، بشورانند و بدین ترتیب خود را به دروغ و نیرنگ، مدافع صوفیان و حامی مذهب حنفی معرفی می‎دارند؛ در حالی که اینان نه صوفیان را در حقیقت می‌خواهند و نه با مذهب امام ابوحنیفه سازگار‌اند. از جانب دیگر می‏کوشند از نظرات حاشیوی برخی صوفیان متخلف و از دیدگاه عقلگرایانۀ تعدادی از متأخران مذهب حنفی، که قابل نقداند، سوء استفاده نمایند و بدین طریق می‎خواهند از چنین پناهگاه‏های واهی، در تخدیش فکر و اندیشۀ جوانان جامعۀ اسلامی، نقش داشته باشند.   

 تظاهر سیکولاران و سیکولار مشربان به مذاهب اسلامی و روش صوفی‏گری، در حالی صورت می‎گیرد که این قوم جنایت پیشه، به هیچ یک از مذاهب اسلامی، در اصل و اساس پیوند متعهدانه ندارند و از جانب دیگر در صدد تخریب همه گروه‎ها و حركتهای اسلامی هستند. آنچه آنان را باعث شده تا به مذهب گرایی و صوفیگری تظاهر نمایند، هدف شوم تخریب و مقابله با حرکت های اسلامی است که میخواهند با سپر قرار دادن تظاهر به مذهب و نحلههای تصوفی، به تخریب حرکت های اسلامی بپردازند.

این روش کار سیکولاران از سخنان و نوشته های شان به شکل مرموز هویداست. ملاحظه شده که این گروه شیّاد و مکار به گونۀ زیر در ستیز با اسلام و مسلمانان می‌پردازد:

- در کشور ما تحت نام مقابله با تندروی به جنگ با حرکت سلفیت میروند؛

- با شعار تسامح در دین و مقابله با بینادگرایی، به جنگ با حرکت اخوان می‌روند؛

- تحت نام زندگی دفاع از صوفی‎گری، با حرکت اصلاحی علمای دیوبند به ستیز می‎پردازند

- و سرانجام تحت عنوان‎های دیگر با سایر حرکت‎های جهانی اسلام حتی با جماعت تبلیغ، مرموزانه در ستیز هستند.

وقتی درست سنجیده شود، خود آنان در حقیقت با همه گروه‎ها و حرکت‎های اسلامی خصومت عمیق دارند و دشمنی فکری دارند و به مجادله می‎پردازند. اینان هدفی جز تخریب امت اسلامی ندارند و برآن اند تا جامعه را به سوی حاکمیت سیکولاری غیر الهی سوق دهند و هستی و کیان امت اسلامی را به سوی بی دینی و عاری از تفکر سیاست دینی رهسپار سازند.

يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (الصف: 8).

(اراده دارند نور الله را با دهن‏های خود خاموش سازند، و الله کامل کنندۀ نور خود است اگرچه کافران را ناخوشایند آید). 

 

نمایش تعداد بازديد
75

Bookmark and Share              Balatarin
 
 
 
 
لغو عضویت
عضویت
 
  جمع کنید باو 😏 گرچه عمری غرق عصیان زيستم شکره مولایم که سنی نیستم 😀😊 الکی شر و ور تحویل مردم ندید شاسکولا مگه پسره نوح بد نبود،؟ آیا این توهین به نوحه؟؟ اول خدا بعدم نبی آخر علی


  سلام عزیزان حق باشماست . شیعه ها فتنه گر و مشرک هستن . فتنه های قدیمی بین مسلمین را زنده میکنند و مسلمانان را تا ابد دشمن هم نگه می دارن .اونها بویی از خدا نبردن و برای فرار از مسئولیت هاشون خودشون رو غرق گذشته و آینده کردن . انشالله خدا همه مسلمانان رو از دست شیعه ها نجات بده . برای ما هم دعا کنید که با این مردم زندگی می کنیم . بتونیم تحمل کنیم .


  سلام عزیزان حق باشماست . شیعه ها فتنه گر و مشرک هستن . فتنه های قدیمی بین مسلمین را زنده میکنند و مسلمانان را تا ابد دشمن هم نگه می دارن .اونها بویی از خدا نبردن و برای فرار از مسئولیت هاشون خودشون رو غرق گذشته و آینده کردن . انشالله خدا همه مسلمانان رو از دست شیعه ها نجات بده . برای ما هم دعا کنید که با این مردم زندگی می کنیم . بتونیم تحمل کنیم .


  شیخ محمد صالح پردل افتخار جهان اسلام است خداوند نگهدارش باشد.


  وهابی هستی دیگه نمیشه کاریش کرد مدارک هم میدادی دیگه؟


 
 
 
2012 © Sunni-news.net .همۀ حقوق ویژه سنی نیوز است، استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد